تبليغاتX
.:: طنزدونی ::.

روزنوشت های یک پلیس وظیفه شناس - 7
تاريخ: بیست و سوم مهر 1388 ساعت :14:35

* استاندارد سربازهای لیسانس!

انتهای مراسم صبحگاه فرمانده قرارگاه وضعیت ظاهری سربازها بخصوص موی سر اونها رو چک می کنه. امروز یکی از سربازهای لیسانس مأمور شد که اسامی که فرمانده میگه رو بنویسه که تنبیه بشن. فرمانده هم بدون اینکه اصلاً به موهای سربازها نگاه کنه از جلوی سربازهای عبور می کرد و برای اون هایی که باحاشون حال نمی کرد می گفت : «اسم اینم بنویس! ... اسم اینم بنویس! »

یکی از سربازهای لیسانس صداش در اومد که : «جناب سرهنگ! اسم من رو چرا می نویسین؟!» بعد که کلاهش رو برداشت همه زدن زیر خنده ... بنده خدا تقریباً کچلی داشت!

سربازی که اسم می نوشت خیلی جدی گفت: «موهات از استاندارد سربازهای لیسانس کوتاه تره!» و اسمش رو نوشت که تنبیه بشه.

نتیجه : اون قضیه معروف «کلاهت کو؟» رو شنیدین؟! اینم همون داستانه. (اگه نشنیدین مشکل خودتونه! همه چیز رو که من نباید بهتون بگم... خیلی خوب! چون اصرار دارین.)

* سرباز پروازی!

امروز یکی از سربازها کمی دیرتر از بقیه اومد. چون تازه از شهرستان رسیده بود. ظهر که همه به منزل می رفتند از من پرسید که سمت ترمینال می رم یا نه؟!

نتیجه : یارو این همه راه رو شهرستان کوبیده اومده که همین دو سه ساعت رو خدمت کنه و باز برگرده! ( به این می گن سرباز پروازی! البته از نوع اتوبوسیش!) پلیس باید قدر خودش رو بدونه که همچین سربازهای باکلاسی داره.

* دو روی سکه

یکی از امتیازات راننده ها اینه که محرم خیلی از رازهای هستن. یکروز که داشتیم بر می گشتیم رئیس و دو نفر دیگه سوار ماشین بودند. بحث درباره این شد که دوره ریاست کدوم رئیسمون بهتر بوده که دو نفر دیگه تصدیق کردند که دوره ریاست این رئیس جدیدمون خیلی گل و بلبل هست و خلاصه آتوپیایی هست واسه خودش.

بعد که رئیس پیاده شد دو نفری شروع کرد به یاد کردن جد و آباد رئیس! می گفتن این موزمار رو ما میشناسیم! یک چرچیلیه که نگو و نپرس. مرتیکه قدر گاو نمی فهمه و رُس پرسنل رو می کشه و خیلی چیزای دیگه!

در همین بین رادیو در مورد لایحه هدفمند کردن یارانه ها داشت صحبت می کرد و بحث عوض شد و هر دو به نقد عالمانه این لایحه پرداختند و به این نتیجه رسیدند که در نهایت طرح خوبیه. همین که نفر دوم پیاده شد، نفر آخری سیگارش رو روشن کرد و شروع کردن به فحش دادن به طرح هدفمند کردن یارانه ها و یاد کردن خواهر و مادر دولت و مجلس و کل نظام!

نتیجه : توی خدمت آدم یاد می گیره که سکه همیشه دو رو داره و اگه دیدین که دارن از شما تعریف می کنن می تونین یقین داشته باشی که ان شاء ا... پشت سر براتون خوب مایه خواهند گذاشت!


پی نوشت :

1- نوشتن این سری هفتم تقصیر دوستانی بود که هی اصرار کردن بیا خاطرات سربازی رو بگو و اینا! گناه بی مزگیش پای خودشون!

2- ممنون از نظرات دوستان در پست های قبل. (اسم نمی برم، ولی تعدادی از دوستان همیشه لطف دارن و نظرشون رو می نویسن) این دفعه بصورت خاص از منو برق گرفته که خیلی راحت در پست قبل گفت مطلبم براش جالب نبوده ممنونم. اگه بی مزه می نویسم بگین که یه فکری به حال طنزدونیمون بکنیم.


نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: خاطرات سربازی | + |
ایرانی ها مثل بادمجان بم هستند
تاريخ: نوزدهم مهر 1388 ساعت :15:26

تست های طبفه بندی نشده

* انحراف 35 تا 40 متری مترو اصفهان در نزديکي سي و سه پل تاييد شد. (تابناک

سؤال: کدام مورد در مورد علت این اتفاق صحیح تر است؟

1- خط کش مهندس طراح این تونل بر اثر گرما و تابش آفتاب قدری انحنا پیدا کرده و باعث انحراف تونل شده است.

2- وجب های محاسبه شده در نقشه تونل با وجب های مجریان طرح یک اندازه نبوده است.

3- مقصر اصلی کسی بوده که در ابتدای ساخت تونل وقتی مجریان طرح پرسیده اند : «سی و سه پل از کدوم طرفه؟» آدرس را اشتباه داده است.

4- طبق تحقیقات انجام شده سرعت بالای گردش زمین ، وضعیت نامساعد جوی، انفجار بمب اتمی در هیروشیما و خداحافظی مهدی کیا از تیم ملی همگی از عوامل مؤثر در این اتفاق است.

* تولید تراکتور تشریفاتی برای عروس و دامادها در تبریز (خبرگزاری مهر)

سؤال : کدام مورد جزو امکانات این تراکتور می باشد؟

1- تیغه مخصوص درو کردن انواع صاحبخانه ی بد پیله

2- تعبیه سامانه شخم زدن مادرزن و مادرشوهر

3- قابلیت کاشت طلبکاران در مزارع گل نی

4- قابلیت تبدیل خودکار به مسافربرشخصی برای تأمین هزینه های زندگی

* آلودگي 13برنج وارداتي به آرسنيك و فلزات تأیید شد. (سایت الف)

سؤال : علت تکذیب خبر از سوی واردکنندگان و سازمان های ذیربط چیست؟

1- ایرانی ها مثل بادمجان بم هستند و عمراً آفت ندارند.

2- در شرایط امروز کشور ابتلای چهارصد نفر به آنفولانزای نوع A (خوکی سابق!) مهمتر است.

3- واردات این برنج ها همینجور کتره ای و بی حساب نبوده و تا پایان قرارداد باید مردم تحمل کنند و زنده بمانند.

4- این سوسول بازی ها توطئه بیگانگان برای ورشکست کردن واردکنندگان زحمتکش است.

* جومونگ به ایران بازمی‌گردد. ( جهان نیوز)

سؤال : هدف وی از بازگشت به ایران چیست؟

1- چون در سفر قبلی خیلی خوش گذشت، ایرانی ها خوب پول می دادند.

2- چون ایرانی ها خیلی اصرار داشتند به همراه بانو سوسانو برگردیم.

3- یکسری شباهت هایی بین من و شخصیت های اسطوره ای ایران است و قرار شد نقش رستم را در یک سریال بازی کنم!

4- باید مذاکراتی برای تولید و پیش فروش جومونگ3 و 4 و 5 و غیره با عزت ا... داشته باشیم.

* وزير امور اقتصادي و دارايي گفت که حذف سه صفر از پول ملی منجر به کاهش تورم خواهد شد. (فردانیوز)

سئوال : چطور چنین چیزی امکان دارد؟

1- یک محاسبه ساده ریاضی نشان می دهد بلافاصله هزار درصد تورم کاهش می یابد!

2- بانک جهانی به اشتباه می افتد و نمی تواند نرخ تورم را محاسبه کند و بدین ترتیب تورم کاهش می بابد.

3- باعث می شود سرمایه داران مرفه وقتی موجودی حساب خود را چک کنند به جای چند میلیارد، چند میلیون در حساب خود ببینند و درجا سکته کنند و بدین ترتیب عوامل گرانی بمیرند!

4- باعث می شود اقشار ضعیف برای محاسبه درآمد از انگشتان خود استفاده کنند و با کاهش تقاضا برای ماشین حساب از خروج ارز از کشور جلوگیری می شود. 

چاپ در روزنامه قدس


نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
ببار ای بارون، ببار
تاريخ: دهم مهر 1388 ساعت :20:46
خبر: 30دقیقه؛ آستانه تحمل مشهد در برابر باران!

از آنجا که در بارندگی های اخیر کمی تا قسمتی دچار معزل سیل خیابانی (آبگرفتگی سابق!) شدیم و نیز از آنجا که ما مشهدی کلا آدم های اهل اندیشه و معقولی هستیم و همینجوری الابختکی در مورد اخباری که می شنویم قضاوت نمی کنیم و باز از آنجا که اگر درباره مسائل مهم اعم از جاری وساکن اظهار نظر نکنیم؛ ممکن است خدای نکرده بقیه فکر کنند که ما لال هستیم ، بنابراین این خبر را بررسی می کنیم با عینک خوش بینی : 

- یکی از خوبی هایش اینست که از زمان شروع بارندگی شما 30 دقیقه فرصت دارید که با دست خودتان یک خاکی بر سر مبارکتان بریزید و در مقایسه با زلزله که یهو خاک بر سرتان می شود خیلی بهتر است.

-اگر نبود زحمات شهرداری محترم و خدمتگزار این زمان به ده دقیقه هم نمی رسید. می پرسید چرا؟ چون شهرداری تمام سال را مشغول کندن انواع چاله در سطح شهر است و هیچگاه برای پر کردن آنها عجله نمی کند تا نشان بدهد چقدر آینده نگر است و منافع استراتژیک شهر را در مقابل خطرات بارش فدای سرعت و عجله نمی کند.

- دشواری هایی که در عبور و مرور هنگام بارندگی بوجود می آید تولید «هاورکرافت و زیر دریایی» را توجیه پذیر می کند و از این طریق صنایع دریایی کشور رشد و اشتغال افزایش پیدا می کنند.

- واضح است که استفاده از قایق های پارویی و تیوپ های باد شده تا چه اندازه به سالم ماندن هوای شهر کمک می کند و وابستگی کشور به واردات بنزین را کاهش می دهد.

- بارندگی بیش از 30 دقیقه می تواند بدون هزینه ویزا، سفر و غیره حال و هوای زندگی در ونیز ایتالیا را برای مشهدیها و زائران تداعی کند.

- با توجه به معماری دقیق و شیب بندی جالب تقاطع های غیر همسطح مشهد می توان در هنگام بارندگی آنها را به عنوان استخر شنای عمیق استفاده کرد و از این طریق نشاط عمومی جامعه را افزایش و ورزش همگانی را گسترش داد. (البته لازمست برای جلوگیری از یکسری مشکلات اطراف استخر طرح سالمسازی پیاده شده و از پرده نیز استفاده شود)

نکته اخلاقی : مشهد از اکثر ماها با جنبه تره و 30 دقیقه آستانه تحمل داره. اگر مثل ما بود که عمراً آستانه تحملش به یک دقیقه هم نمی رسید! 

چاپ در سوسه



نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: طنز مطبوعاتي | + |
آن سیب دو نیم جومونگ!
تاريخ: سوم مهر 1388 ساعت :21:51
آن با فلانی یار غار ، آن صاحب انواع مقامات در دولت یار ، آن خداوندگار اعتماد بنفس ، آن بدور از هرچه ضعف و شک و ترس ، آن کارنامه اش در زمره اوتاد ، آن شهرداری را کرده آباد ، آن المپیک را داده بر باد ، عذر خواهی وی را کس نداشته در یاد ، آن دور مانده از وزارت نیرو ، سجده شکر کرده خلق از این رو ، آن سیب دو نیم جومونگ در مقیاس ایکس لارج ، آن در راه خدمت رسانی همیشه سیمش به شارج ، آن ریاست میراث فرهنگی را پاشنه ی گیوه ور کشیده ، تن کوروش از این خبر در گور لرزیده ، شیخ المقامات و آش کشک انتصابات « مهندس علی آبادی » از گنده مدیران کشور که از هر انگشتش هزاران تخصص باریده و در هر منصبی که صندلی از وجود مدیر خالی مانده باشد ، احدی لایق تر و مدیری کارآمد تر از وی برای جلوس بر آن صندلی زاده نشده. رضی ا... عَن انعطاف بذیریُه.

نقل است که روزی شیخ غضبناک بر فرزندش وارد و او را در حالی یافت که نزد پلی استیشن نشسته و کسب فیض می کرد. عزم گلایه کرد و آواز داد : ای فرزندم! این چه کارنامه ایست که مکتبخانه ات به دستم داده؟ همه نمره ها ناپلئونیست و بَل هُم اَضل! علی ای حال بجای جبران و ندامت ، تنها نشسته ای و فیفا دو هزار و نه بازی می کنی؟ فرزند بی التفات ، در همان حال گفت : یا شیخ! کارنامه سخن گزاف است و اگر سر سوزنی بها داشت ، شما با آن کارنامه خدمت رسانی به ورزش ، سالها پیش خانه نشین می شدی! شیخ که سخن فرزند را سنجیده یافت ، از در دوستی و تعویض کانال در آمد و فرمود : مع الوصف من هم بازی! تیم ایران را برایم بردار تا پشت حریفان را به خاک بساییم! فرزند گفت: مشغول جام جهانی هستم و همانطور که می دانید ایران در مقدماتی حذف گردید! شیخ گفت : اینجا هم که مثل عوام الناس مدام این جام جهانی را به رخ ما می کشند! لعن ا... کارشکنیهم!
و نیز نقل است پیکی ویژه بر شیخ وارد شد و لیستی به دست وی داد و گفت انتخاب کن! شیخ پرسید : « این چیست و ملاک انتخاب کدام است؟ » پیک گفت : « این لیست ادارات و سازمانهایی است که از فیض وجود مدیر بی بهره است. انتخاب کن کدام را به نامت بزنند! ملاک هم شایستگی است که الحمدا... شما به وفور دارید! » شیخ دستی به محاسن کشید و قدری تأمل کرد. سپس چشمان خود بست و انگشت بر روی لیست حرکت داد و به ناگاه انگشت را متوقف ساخت و فرمود همین جا که نشانه گذاشتم! فردای آن روز شیخ به ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری منصوب گردید. کرم ا... طریق انتخابه!
گویند شیخ را پرسیدند : یا شیخ! برای ریاست سازمان میراث فرهنگی چه برنامه هایی در سر داری؟ فرمود : برنامه ها بسیار است، من جمله سی و سی پل را توسعه داده و به صد و سی و سه پل و یا بیشتر برسانیم! تخت جشمید را جمع کرده و به تهران می آوریم تا دسترسی مردم راحتتر گردد! لودر و بولدوزر به ارگ بم برده و آنجا را بکوبیم و هتل پنج ستاره بسازیم تا گردشگری رونق گیرد و قس علی هذا. رضی ا... عن اقداماته.

چاپ در صفحه طنز سوسه
نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: تذكرة الاكابر | + |


Copyright © 2005-2011 - All rights reserved.
Writer & Designer: غرغرو Power: Blogfa (Iranian weblog service) Language: Persian
TanzDooni.com & TanzDooni.blogfa.com