اگر فکر می کنید که با خدمت در محیط اداری خیلی خوش بحالتان می شود...
اگر به اصول بهداشتی پایبند هستید...
اگر بیماری قلبی دارید...
اگر از دیدن صحنه های ناجور "گلاب به روتان" می شوید...
در ادامه مطلب عکسی هست که بهتر است نبینید!
مطلب ادامه دارد
آداب مرخصی!
گرفتن مرخصی از رئیس ما آداب خاص خودش رو داره. این شرایط باید مهیا باشه :
- موهات کوتاه و وضعیت ظاهریت مرتب باشه.
- جدیداً سوتی نداده باشی.
- در چند روز اخیر به کسی مرخصی نداده باشه.
- اون روز خوش اخلاق باشه و قسط و چک نداشته باشه.
- مرخصی دقیقاً از فردا باشه و از چند روز جلوتر اقدام نشه.
- تاریخ مرخصی قبلیت اینقدر دور باشه که نتونه بگه تازه مرخصی رفتی.
- جلسه نداشته باشه که بهانه بیاره و بخواد بیرون بره.
- ترجیحاً آخر وقت اداری باشه.
- آماده باش و تعطیلی رسمی در چند روز آینده در کار نباشه.
- ماشین سازمان که تحویلت هست تمیز و بی عیب و نقص باشه.
- همه سربازهای دیگه در جریان باشند و نخوان مرخصی بگیرن.
تازه بعد از اینکه همه این موارد رعایت بشه با کلی غرغر و نق زدن زیر درخواستت برای کارگزینی می نویسه :
در صورتی که «مرخصی استحقاقی به اندازه کافی داشته باشد» موافقت می شود!
درست مثل اینکه داره از جیبش خرج میشه!
سال به سال... دریغ از پارسال!
سربازهای جدیدی که آمدند بندگان خدا دچار اصلاحات درجه ای شدند! اینطوری :

باشد که حسودان از این تنزیل درجات نهایت افتخار را به خودشان بکنند!
پلیس لولو خُرخُره است؟
واکنش بسیاری از راننگان متخلف بعد از دیدن پلیس خیلی جالبه. اغلب سعی می کنن اشتباهشون رو یک جوری ماست مالی کنن. اینقدر این کارهای راننده ها برام تکراری هست که نگو و نپرس، با دیدن پلیس واکنش ها اینجوری هست:
- بعضیها صدای دوبس دوبس ضبط ماشین رو کم می کنن.
- بعضیها کمربندشون رو خیلی باعجله می بندن.
- بعضی ها که پشت چراغ قرمز هستن و تا وسط چهارراه جلو اومدن، دنده عقب می گیرن.
- بعضی ها که قصد عبور از چراغ قرمز رو دارن بلافاصله با دیدن پلیس یکهو ترمز می کنن و باعث تصادف با ماشین یا ماشین های پشت سرشون میشن! چندین مورد از این تصادف ها جلوی خودم اتفاق افتاده.
- اونهایی که دوبله ایستادن میان پایین و کاپوت رو می زنن بالا که یعنی ماشین خرابه!
- اونهایی که چراغ قرمز رد می کنن یا عبور ممنوع میان به اطراف نگان می کنن که مثلاً دارن دنبال آدرس می گردن و حواسشون نبوده!
- بعضیها که دارن با موبایل صحبت می کنن با زرنگی خاصی موبایل رو پایین میارن و گوششون رو می خارونن که اگه پلیس گیر داد قسم و آیه بیارن که موبایلی در کار نبوده و فقط داشتن گوششون رو می خاروندن!
- اما بر عکس آقایون که اغلب در این زمینه خیلی حقه باز تشریف دارند، راننده های خانم اگر چراغ قرمز رد کنن یا ممنوع بیان و پلیس رو ببینن به هیچ وجه دستپاچه نمی شن! خیلی خونسرد هستن و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده. نه کمربندشون رو می بندن و نه دنده عقب میگیرن! دیگه چی بشه که یکم روسریشون رو درست کنن! من این رو بارها دیدم که می گم، اعتماد بنفسشون واقعاً تکه
پی نوشت :
- می گن یه سرکار استواری سربازش که یکم شیرین می زده رو صدا می زنه و بهش میگه امروز قراره تیمسار بیاد، حواست باشه. دم در وایستا هر وقت اومد بهم خبر بده. سربازه هم میره دم در و از هر کی میاد تو می پرسه شما تیمساری؟ میگن نه. تا اینکه تیمسار میاد. سربازه می پرسه شما تیمساری؟ میگه آره. سربازه میگه تازه حالا اومدی؟ گاوت زاییده، سرکار استوار دو ساعته منتظرته!!
- (اینو یکی از ارباب رجوعها تعریف می کرد، گناهش پای خودش!) یک شیخی داشته ورود ممنوع می رفته که پلیس میره دنبالش و نگهش می داره. ازش می پرسه چرا خلاف اومدی؟ میگه امر بر ما مشتبه شد که آیا این مسیری که می رویم صحیح است یا خیر؟! بعد که از آیینه دیدیم شما هم پشت سر ما از همین مسیر می آیید خدا را شکر کردیم که اشتباه نکردیم!!
- بسه دیگه؟ خیلی بی مزه شدم؟ مرسی!
پلیس خوب؛ پلیس پاسخگو
وقتی مردم خودشون اصرار بی مورد می کنن آدم مجبور میشه یه کارهایی بکنه که وجدانش درد می گیره، چی رو می گم؟ توضیح می دم. تصادف که الا ماشاءا... در سطح شهر هست و کافیه که یک ماشین پلیس رد بشه تا رانندگان با سوت و داد و هوار و دود(!) و... نگهش دارن. بعد من هر چی توضیح می دم که من کارشناس نیستم و فقط یک سرباز هستم و قدر جلبک از تصادف سرم در نمیاد گوششون بدهکار نیست. اصرار در اصرار که بیا بگو مقصر کیه! بعد هم که به فرض بری بگی مقصر کیه یک طرف تصادف عمراً قبول نمی کنه و می گه تو که سربازی چرا اظهار نظر می کنی و اسمم رو از روی اتیکت لباسم می خونه و خلاصه کلی دردسر میشه.

در اینجا من یک فرمول اختراع کردم که خیلی جواب میده! یعنی یک جوری می پیچونم که ازم تشکر هم می کنن!
اینجوری که ازشون می پرسم به 110 زنگ زدین یا نه؟ دو حالت داره: اگه بگن نه بهشون می گم باید روال قانونی رو طی کنن و با 110 تماس بگیرن تا توی سیستم رایانه ای، تصادف ثبت بشه و بیمه بابت خسارت پاسخگو باشه!! اگر هم بگن که با 110 تماس گرفتن بهشون می گم پس باید صبر کنن تا کارشناسی که از طرف 110 برای این تصادف انتخاب شده به محل بیاد، چون فقط اون مجازه هست که کروکی ترسیم کنه و مراحل بیمه رو انجام بده!!
در هر دو صورت هم از من تشکر می کنن و میگذارن که من برم! خدا از سر تقصیرات ما بگذره.
دود از اگزوز بلند می شه!
نفهمیدم چه بلایی سر موتورش -توی صندوق عقب!- در آورده بود...
بالاخره پشت یک کامیون گیر کرد و بهش رسیدم، بعد این همه تعقیب و گریز فکر می کنین چکار کردم؟! ...
نخیر! براش دست تکون دادم و زدم زیر خنده! دمش گرم.
| Copyright © 2005-2011 - All rights reserved. |
| Writer & Designer: غرغرو Power: Blogfa (Iranian weblog service) Language: Persian |
| TanzDooni.com & TanzDooni.blogfa.com |







