* یک تعداد خاطره از دوره خدمتم هست که هنوز مکتوب نکردم. سعی می کنم به مرور اونها رو هم بنویسم تا ببینیم بعد خدا چی می خواد!
نارگیل!
آسایشگاه ما در دروه آموزشی طوری ساخته شده بود که پنجره ها در ارتفاع قرار داشت و برای باز و بسته کردن پنجره بچه ها از کمد و تخت ها برای بالا رفتن کمک می گرفتن. اون شب همه تازه از «برنامه سین» آزاد شده بودیم و روی تخت پوتین ها و لباس هامون رو عوض می کردیم. یکی از سربازها به سختی از کمدها بالا رفت و خودش رو به پنجره رسوند و اون رو باز کرد.
بچه ها می خواستن سر به سرش بگذارن. یکی خیلی بلند صداش زد : «آهای! فلانی!» سربازی که بالا رفته بود از همون بالا خیلی جدی گفت : «فلانی نه! آقای فلانی!!» اونی که صداش زذه بود معذرت خواست و گفت : «ببخشید! آقای فلانی! اگه امکان داره چند تا نارگیل از اون بالا بندازین پایین!!»

حساب سیبای بانک مسکن!
رئیس از من خواست به نزدیک ترین بانک ملی که باجه سیبا داره بریم. چند خیابان که رد شدیم جلوی بانک رسیدیم. آخر سال هست و بانک حسابی شلوغ بود. با هزار مصیبت جای پارک پیدا کردم. بعد رئیس یک کاغذ بهم داد و گفت به این حساب پول بریز. روی کاغذ خیلی واضح نوشته بود «بانک مسکن!». پرسیدم : قربان! این مال بانک مسکن هست، چه ربطی به بانک ملی و سیبا داره؟ رئیس خیلی جدی گفت : مگه همه ی این شماره حسابهای ده رقمی سیبا نیست؟!
پی نوشت :
1- ان شاء ا... سعی می کنم باز هم بنویسم.
2- پیشنهاد می کنم این نقد حاجی و این نقد بهمن رو درباره سریال های نوروزی اعم از چاردیواری، زن بابا و دارا و ندار بخوانید.
الف) هر چه زودتر رضایت پدر سرمربی را برای جلسه آشنایی بگیریم.
ب) برای پرداخت مهریه و شیربها منابع مالی کشور را بسیج کنیم.
ج) به داشتن چنین نوابغی در رأس فدراسیون فوتبال افتخار کنیم.
د) فاتحه فوتبال ايران را خواند.
* اینجا دوپینگ آزاد است!
جمله حکیمانه فوق را چه کسی گفته است ؟
الف ) علی حسینی – وزنه بردار فوق سنگین ایران
ب ) حسین رضازاده
ج ) رئیس فدراسیون وزنه برداری
د ) روح الله داداشی – قویترین مرد ایران
* تاج: اريكسون و فاتح تريم حاضرند با مبالغ خوبي به ايران بيايند. (ایسنا)
به نظر ایشان مبلغ خوب چقدراست؟
الف) یک حقوق بخور و نمیری بدهند که اموراتش را بگذراند.
ب) همان قدر که قرار بود به شاغلام بدهند و او قهر کرد (حدود 120 میلیون تومان!)
ج) آنقدر می دهند که اگر خوشه اش اعلام شد برای کشور آبرو ریزی نشود.
د) حدود دو – سه میلیارد تومان که هزینه زیادی نیست!
* خبر: ضوابط جديد براي انتخاب سرپرست تيمهاي ليگ برتري تعيين ميشود.
حدس می زنید کدامیک از موارد زیر جزو ضوابط انتخاب سرپرست نباشد؟
الف) حواسش به سرمربی باشد و آمارش را به مقامات بالا بدهد.
ب) قوی هیکل و اعصاب تعطیل باشد تا بتواند در مواقع ضروری وسط زمین برود و حق تیم را از داور بگیرد.
ج) گوشی تلفن همراهش خوب آنتن بدهد تا تغییرات تاکتیکی مد نظر مقامات بالا را به سرمربی دیکته کند.
د) با تجربه باشد تا بتواند مانند تیم های پرسپوليس، استقلال، استيل آذين و ذوب آهن حاشیه ها را کمتر کند.
* ترك من و وصل رخ دلبر شدني نيست/ اين كار محال است ميسر شدني نيست/ هر شيشه نگردد به جهان لولو مرجان/ هر سنگ درخشنده كه گوهر شدني نيست!
شعر بالا از کیست و هدف از سرودن آن چیست؟
الف) نظامی گنجوی – شرح فراق لیلی و مجنون
ب) خواجه حافظ شیرازی – وقتی رند شیرازی ترک میخانه می کند
ج) مولوی – در وصف شمس تبریزی
د ) شاغلام (غلامحسین پیروانی) – استعفا از تیم ملی فوتبال امید
جواب تمام سئوالات :گزینه دال
پیشنهاد : مطلب چکار کنيم تا نرخ بيکاري کم بشود! را هم در همین شماره سوسه بخوانید!
در راستای اینکه در رسانه ها اعلام شد خراسان رضوی دو میلیون مسافر نوروزی نسبت به سال قبل کمتر جذب کرده است و در رتبه ششم استان های کشور قرار گرفته و با توجه به اینکه مسئولان استانی «توزیع مناسب مسافران در طول سال!» را علت این کاهش اعلام کرده اند ، ما هم چند راهکار اعلام می کنیم تا با بکار بستن آنها به کاهش مسافران مشهد...ببخشید...همان توزیع مناسب مسافران در سالهای بعد کمک شود و به عدد مناسب صفر(!) در جذب مسافران نوروزی دست یابیم :
- مسئولان محترم همچنان طرح ترافیک اطراف حرم را بصورت پولی (قربةً الی ا... ) را با جدیت در طول سال ادامه دهند تا علاوه بر زائران ، مجاوران هم کم کم به تنگ آیند و رخت سفر بربندند و در شهرهای دیگر کشور توزیع شوند. همچنین می توان طرح ترافیک را گسترش داد و در مبادی ورودی شهر دکه های دریافت عوارض ورود به مشهد را نصب کرد و به مسافران نشان داد که مشهد آمدن خرج داد!

- پیمان کاران محترم شهرداری همچنان نقاط پر ترافیک شهر را انتخاب نموده و به کنده کاری و حفر انواع و اقسام چاله بپردازند و پر کردن آن را برنامه های پنج ساله ششم و هفتم موکول نمایند تا مسافران مشهد با خودشان عهد ببندند که این آخرین سفرشان باشد و از سال بعد بصورت خودجوش توزیع شوند!
- مسئولین گردشگری استان علاوه بر بی تفاوتی نسبت به قیمت های نجومی مکان های اقامتی ، بروشور چاپ کننده و از تلویزیون اطلاعیه پخش کنند که : ای کسانی که هنوز توزیع نشده اید! ای به مشهد بیاهای سمج! این قیمت ها را ببینید... مگر عقلتان پاره سنگ برداشته که بخواهید با این قیمت ها به مال خود آتش بزنید؟! به نظر ما با زبان خوش خودتان فرار کنید و توزیع شوید. با تشکر، برخی مسئولان دلسوز استان.
- 24 ساعته در تلویزیون تبلیغ پخش شود که مشهد شاندیز دارد و شاندیز رستوران دارد و اینها. بعد که خیل مسافران وارد مسیر شاندیز می شوند و با یک جاده ناهوار، کم عرض و خطرناک مواجه شوند و چند ساعت در ترافیک گیر کنند خوشان متوجه می شوند که مسئولان چقدر به فکر آنان بوده اند و برای توزیع کردن آنها زحمت کشیده اند.
- برای آن دسته از مسافرانی که به خیال خودشان زبل بازی در آورده اند و با ماشین به مشهد نیامده اند هم باید برنامه ریزی کرد. به این صورت که با تلاش زیاد در جهت عدم نظارت بر نرخ تاکسی ها و نیز استفاده از خودروهای عهد قاجار در ناوگان حمل و نقل شهری ، کلیه این گونه مسافران را نقره داغ و توزیع کرد. امیدواریم نوروز سال بعد با بهره برداری از نتایج اجرای موارد فوق شاهد توزیع مناسب تر مسافران مشهد و توزیع نامناسب تر در سایر شهرهای کشور باشیم.
پی نوشت :
1- این تو سوسه چاپ شد.
2- آی بازدید کنندگان گرامی... کم نظر می دین ها! آی طنزنویسان محترم... وبلاگتون داره خاک می گیره ها! آی گوگل... اگر همینجور بخواهی پیج رنک ما رو سیخ کنی کلاهمون توی هم میره ها! آی وبگذر... مگه ما هم قد شماییم که همیچین شوخیایی می کنی؟! آی سازمان تنظیم مقررات فلان... اگه همینجور به چیز کردن سایت ها ادامه بدی دیگه کم کم باید در اینترنت رو گل بگیریم ها!
بعله! بالاخره دوست خوبم علیرضا میرحسین روی ما رو زمین ننداخت و دعوتمون کردن تا هفت تا از کتابهای باحالی که خوندم رو بنویسم. دو تا نکته : 1) کتابهای خوب زیادی هست که هنوز نخوندم. 2) کلا با کتابهای قطور و رمان مشکل دارم! کمتر پیش میاد که برای خوندنشون وسوسه بشم :-(
1- در رؤیای بابل - ریچارد براتیگان: از خوندن کتابهاش واقعاً لذت می برم.
2- نینوچکا (فیلمنامه) - بیلی وایدر: یک زن کمونیست در مقابل یک فرانسوی روشنفکر! خیلی جالبه.
3- شوایک - یاروسلاوهاشک : جزو معدود کتابهای قطوری که دست گرفتم. یک سرباز احمق!
4- ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر - لوئیس ساکار : یک کلاس روانشناسیه.
5- رزیتا خاتون - سید مهدی شجاعی : نویسنده بزرگیه. این کتابش رو خیلی وقت پیش خودنم.
6- از قر و قمبیل های قلمی بی قال و قیل - بزرگمهر حسین پور : متن نداره. ولی میشه حدس زد مجموعه کمیک استریپ های بزرگمهر توی یک کتاب چقدر می تونه جالب باشه.
7- وغ وغ ساهاب - صادق هدایت : برای اون زمان واقعاً نوآوری کرده.
چند تا فیلم باحال هم که به نظر من جالب بوده رو می نویسم.
نکته : این فیلمها تقریباً هیچ کدوم شامل ژانر های اکشن، وحشت، تخیلی و مبارزه ای نمیشه! (بجز ششمی)
1- امیلی 2001 : خیلی عالیه. کارگردان فوق العاده ایه.
2- زندگی زیباست 1997 : بنینی می خواد بگه در سخت ترین شرایط هم زندگی زیباست.
3- رهایی از شاوشنگ 1994 : احساسی خیلی خوبی بعد از دیدن فیلم به آدم دست می ده.
4- فیلم سیمسون ها 2007 : شاید 5 بار دیدمش. هنوز هم که میبینم خندم می گیره.
5- مری و مکس 2009 : ارزش چندین بار نگاه کردن رو داره.
6- گلادیاتور 2000 : روح حماسی و وفاداریش خیلی تأثیر گذاره.
7- لیلی با من است 1374 : معتقدم کمال تبریزی در اون سالها کار خیلی بزرگتری از ده نمکی انجام داد.
با اینکه امروز بلیط نیم بهاست ولی از ظاهر تماشاگران مشخصه که فیلمش خیلی «جوات خیز» نیست! خوبی ردیف وسط اینه که بهترین دید رو به پرده سینما داریم.
بهمن چند تا سرفه پیرمردی کرد و یک مشت از چیپس های من رو برداشت و گفت : توی رتبه بندی ها مشخص شده این سالن باکیفیت ترین سالن شهره. چند تا نقد هم که از فیلم «هیچ» خوندم همه ازش تعریف کرده بودن.
حاجی گفت : کارگردانش کاهانیه. فیلم «بیست» رو ساخته. موسیقی فیلم رو هم کارن همایونفر اجرا کرده.

در حال همین بحث های کارشناسانه بودیم که صدایی از پشت سر اومد : «آهای... مجردها از ای وسط سینما وَخِزَن کنار! اینجه مال متأهلایه!! داداش مگه با شما نیستُم؟... وخزن!» مرد میانسالی با قیافه زوار در رفته و پاشنه کفش خوابیده و بدون جوراب؛ عین شاگرد شوفرها لخ لخ کنان آمد و خیل عظیم برادران عذب رو به منتها الیه گوشه سینما هدایت کرد! دوستان به اصطلاح متأهل هم با به اصطلاح خانوم هاشون با خیال راحت وسط سینما رو اشغال فرمودند. می گفت «دستور حراسته!» یعنی طبق قوانین(؟!) جماعت مجرد ها که دوست دختـ... ببخشین... خانومشون رو نیاورده بودن باید در بدترین جای سینما به تماشای هیچ بنشینن!
زمان فیلم از یک ساعت و نیم کمتر بود ولی با این حال تقریباً داشت خوابم می رفت. بهمن می گفت تازه یک سری حذفیات برای مجوز پخش داشته! تا تیتراژ پایانی هم خبری از موسیقی فیلم نبود و تیتراژ هم با سلیقه اپراتور محترم سینما بیصدا پخش شد که خدای نکرده چرت مخاطبان فهیم سینما پاره نشه.
البته خیلی خوشحالم که بلیطش نیم بها بود، چون هیچ نشون داد قطعاً ارزش این همه پیچ رو برای هیچ نداشت. چیزی که با انحراف زاویه 45 درجه از پرده سینما دیدیم فیلم جشنواره پسند و خسته کننده ای بود که جز یکم ساختار شکنی (به نظر من جلف بازی های جهان سومی!) بقیش حروم کردن ایده خوب فیلم و آکبند نگه داشتن استعداد بازیگرانش بود... و دیگر هیچ!
پی نوشت :
1- حالا که قرار شد نظر شخصی بدم : توی سریال های نوروزی «چاردیواری» رتبه اول، «زن بابا» رتبه دوم و «دارا و ندار» در رتبه هیچم!
2- یک بازی وبلاگی هست که دعوت میشین هفت تا از بهترین کتابهایی رو که خوندین بگین! یکی بیاد منو دعوت کنه!!
از همین تریبون اعلام می کنیم وقتی قرار است سال 1389 «سال پلنگ» باشد حسابمان با کرام الکاتبین است! شما در نظر بگیرید سال گاو را با اینکه اینقدر حیوان پر خیر و برکتی و فرد اعلائی است و یوزارسیوف وقتی خواب آن را دید 7 سال نعمت و برکت بدنبال داشت به اغتشاشات و خوشه و هدفمند سازی ختم شد، حالا سالی که اسمش پلنگ باشد دست کم ده تا زلزله ی کمرشکن تر از هائیتی در دل خود نهفته دارد! تورمی در جامعه بشود که نگو و نپرس، یحتمل از بنزین خبری نیست و مردم مسافرت را با پای پیاده و دوچرخه خواهند رفت...

بعله... الان مسئول محترم صفحه دو انگشت مبارکشان را به شکل قیچی در آورده و اشاره می فرمایند قرار شد سیاه نمایی ممنوع باشد! ما هم که عیالواریم و هیچ طاقت نداریم ببینیم ایشان برای قیچی کاری توی زحمت بیفتند ، اصلاً الان که بیشتر التفات می کنیم سر در نمی آوریم چرا همچین تیتر خفنگی را انتخاب کردیم؟ پس اینجوری می نویسیم :
طنز و عشق و خوشه هزار!
مگر ما چه چیزمان کمتر از «حسن الشارنی» و «نوستر آداموس» کمتر است که نتوانیم برای آینده پیش گویی کنیم؟! تعریف از خود نباشد ما هم کلی در احوالات کواکب و خط و ربطشان مطالعه کردیم و یکسری پیش گویی های برای سال 1389 داریم که مو لای درزش نمی رود! اینجوری :
- تقویم سال آینده درست از یکم فروردین شروع می شود!
- قطار شهری مشهد کما فی السابق در آستانه راه اندازی قرار دارد.
- مشایی پا را از این هم فراتر گذاشته و به خلق جهان و مدیریت کائنات انتقاد وارد می کند.
- با تلاش دولت مردم 999 پله پیشرفت می کنند و به خوشه هزار می رسند.
- آقای «م.م.» توی دهن bbc و cnn می زند ولی همچنان معتقد است : برگ درختان «سبز» در نظر هوشیار/هر ورقش دفتری است معرفت کردگار!
- تلویزیون کولاک می کند و هر شب یک فیلم made in خارج می گذارد!
- ابومسلم به خود آمده و قهرمان لیگ برتر می شود!!
چاپ شده در ویژه نامه نوروزی شهرآرا
خدمت با همه «پستی ها، فرورفتگی ها و کاستی هاش» از امروز تمام شد... ترخیص... نقطه سر خط!
روز آخر خیلی دراماتیک و فیلم هندی شد! از روبوسی با سرهنگ گرفته تا عکس های یادگاری با رؤسا. خلاصه چهار گوشه زمین خدمت رو بوسیدم و خداحافظ. کلاهم هم بیفته دیگه بر نمی گردم (البته اینو خیلی جدی نگیرین، چون برای تسویه حساب و گرفتن کارت باید برگردم!)
در ادامه این مطلب تعدادی از عکس های یادگاری و دست خط رئیس رو می گذارم.
مطلب ادامه دارد
| Copyright © 2005-2011 - All rights reserved. |
| Writer & Designer: غرغرو Power: Blogfa (Iranian weblog service) Language: Persian |
| TanzDooni.com & TanzDooni.blogfa.com |













