چند وقت بود که خودرو محترممان آب رادیاتورش بسرعت کم می شد و جوش می آورد و به همین دلیل بردیمش پیش تعمیرکار که آقا ببین این چقدر هزینه تو گلوش گیر کرده. بنده خدا هم کاپوت رو زد بالا و یه نگاهی به موتورش انداخت و انگار که از مدت ها قبل میدونست این ماشین در این روز بخصوص میاد گفت: «واشر سرسیلندر ترسونده! هوا کمپرس می کنه! باید سرسیلندش بازبشه و واشرهاش عوض بشه! »
خلاصه از این چیزهایی که گفت همینقدر فهمیدیم که باید به اندازه ترسوندن واشر که حتما چیز خیلی بدیه سر کیسه رو خیلی شل کنیم.
چند روزی گذشت و باز ماشین آب کم می کرد. دوباره ماشین رو بردیم پیش تعمیرکار و دوباره کاپوت رو زد بالا و باز هم انگار از مدت ها قبل می دونست گفت : «واشر سرسیلندر ترسونده! هوا کمپرس می کنه! باید موتور کاملاً سرویس بشه!! »

از واژه «کاملاً سرویس بشه» چهارستون بدمون لرزید، یه نگاهی به موتورش کردیم و بصورت اتفاقی دیدیم شلنگ بخاریش داره چکه می کنه. به تعمیرکار گفتیم که علی القاعده نباید اینجا چکه کنه. چشم هاش رو نازک کرد و یه نگاه دقیق بهش کرد و درست مثل اینکه نظریه نسبیت انیشتن رو به تنهایی اثبات کرده لبخند قاتحانه ای زد و گفت برو یک شلنگ بخاری بگیر که مشکلش رو پیدا کردم!!
من این وسط نفهمیدیم این واشر سرسیلندر از چی ترسیده بوده که اینقدر خرج واسه ما تراشید؟
چاپ شده در سوسه
| Copyright © 2005-2010 - All rights reserved. |
| Writer & Designer: غرغرو Power: Blogfa (Iranian weblog service) Language: Persian |
| TanzDooni.com & TanzDooni.blogfa.com |







