تبليغاتX
.:: طنزدونی ::.

روزنوشت های یک پلیس وظیفه شناس - 14
تاريخ: چهاردهم دی 1388 ساعت :19:16

پلیس لولو خُرخُره است؟

واکنش بسیاری از راننگان متخلف بعد از دیدن پلیس خیلی جالبه. اغلب سعی می کنن اشتباهشون رو یک جوری ماست مالی کنن. اینقدر این کارهای راننده ها برام تکراری هست که نگو و نپرس، با دیدن پلیس واکنش ها اینجوری هست:

- بعضیها صدای دوبس دوبس ضبط ماشین رو کم می کنن.

- بعضیها کمربندشون رو خیلی باعجله می بندن.

- بعضی ها که پشت چراغ قرمز هستن و تا وسط چهارراه جلو اومدن، دنده عقب می گیرن.

- بعضی ها که قصد عبور از چراغ قرمز رو دارن بلافاصله با دیدن پلیس یکهو ترمز می کنن و باعث تصادف با ماشین یا ماشین های پشت سرشون میشن! چندین مورد از این تصادف ها جلوی خودم اتفاق افتاده.

- اونهایی که دوبله ایستادن میان پایین و کاپوت رو می زنن بالا که یعنی ماشین خرابه!

- اونهایی که چراغ قرمز رد می کنن یا عبور ممنوع میان به اطراف نگان می کنن که مثلاً دارن دنبال آدرس می گردن و حواسشون نبوده!

- بعضیها که دارن با موبایل صحبت می کنن با زرنگی خاصی موبایل رو پایین میارن و گوششون رو می خارونن که اگه پلیس گیر داد قسم و آیه بیارن که موبایلی در کار نبوده و فقط داشتن گوششون رو می خاروندن!

- اما بر عکس آقایون که اغلب در این زمینه خیلی حقه باز تشریف دارند، راننده های خانم اگر چراغ قرمز رد کنن یا ممنوع بیان و پلیس رو ببینن به هیچ وجه دستپاچه نمی شن! خیلی خونسرد هستن و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده. نه کمربندشون رو می بندن و نه دنده عقب میگیرن! دیگه چی بشه که یکم روسریشون رو درست کنن! من این رو بارها دیدم که می گم، اعتماد بنفسشون واقعاً تکه


پی نوشت :

- می گن یه سرکار استواری سربازش که یکم شیرین می زده رو صدا می زنه و بهش میگه امروز قراره تیمسار بیاد، حواست باشه. دم در وایستا هر وقت اومد بهم خبر بده. سربازه هم میره دم در و از هر کی میاد تو می پرسه شما تیمساری؟ میگن نه. تا اینکه تیمسار میاد. سربازه می پرسه شما تیمساری؟ میگه آره. سربازه میگه تازه حالا اومدی؟ گاوت زاییده، سرکار استوار دو ساعته منتظرته!!

- (اینو یکی از ارباب رجوعها تعریف می کرد، گناهش پای خودش!) یک شیخی داشته ورود ممنوع می رفته که پلیس میره دنبالش و نگهش می داره. ازش می پرسه چرا خلاف اومدی؟ میگه امر بر ما مشتبه شد که آیا این مسیری که می رویم صحیح است یا خیر؟! بعد که از آیینه دیدیم شما هم پشت سر ما از همین مسیر می آیید خدا را شکر کردیم که اشتباه نکردیم!!

- بسه دیگه؟ خیلی بی مزه شدم؟ مرسی!


نوشته شده توسط غرغرو | موضوع: خاطرات سربازی | + |


Copyright © 2005-2011 - All rights reserved.
Writer & Designer: غرغرو Power: Blogfa (Iranian weblog service) Language: Persian
TanzDooni.com & TanzDooni.blogfa.com