- اسم مستعار
- دروغگويي مشروع و قانوني چه نام دارد؟
- تبليغات!
- انتقال
زن: عزيزم خيلي عجيبه! از وقتي كه با تو شروع به صحبت كردم و خواستههايم را برايت گفتم، سردردم از بين رفت.
شوهر: از بين نرفته عزيزم، به من منتقل شده!
- همزماني
نويسنده جواني نزد نويسنده بزرگ و بذلهگويي رفت و گفت: اولين كتاب من درست در روزي كه آناتول فرانس درگذشت، چاپ شد.
نويسنده بزرگ گفت: معمولاً بدبختيها پشت سر هم اتفاق ميافتند.!
- علامت توجه
امروز در سالن انتظار تآتر متوجه شدم كه همسرت به شدت سرفه ميكند، بهتره او را پيش دكتر ببري.
- لازم نيست نگران او باشي، چون امروز يك كلاه نو خريده و تا همه را متوجه آن نكند سرفهاش بند نميآيد.!
- نوبت
مردي در كافه از بغلدستياش پرسيد: اين اتومبيل كورسي زيبا كه در پاركينگ پارك شده، مال شماست؟
مرد گفت: گاهگاهي!
- چرا. گاهگاهي؟
- خيلي ساده است. وقتي كه اتومبيل شسته و تميز است مال خانم خانه است، وقت رفتن به مهماني مال دختر خانه است، وقتي كه مسابقه فوتبال پيش ميآيد، مال پسر خانه است و وقتي كه بنزين ندارد و باك آن خاليه مال من است!
- توانايي
نويسندهاي كه در حال تعريف از آثار خودش بود ضمن صحبتهايش گفت: وقتي پسرم سه ساله بود خسارت بزرگي به من وارد كرد.
- چطور؟
- داستان بزرگي را كه با زحمت زياد نوشته بودم پاره كرد.»
- خيلي عجيبه! مگه پسر شما در سه سالگي توان خواندن داشت؟!
- شباهت
موسيقيداني براي شنيدن ريستال ويولن به محل اجراي آن رفت. پس از اتمام برنامه دوستي از او نظرش را درباره نوازنده پرسيد. موسيقيدان جواب داد: مرا ياد اينشتين انداخت.
- ولي استاد اينشتين كه اصلاً ويولونيست نبود.
- اتفاقاً اين آقا هم همين طور!
منبع :ماهنامه گل آقا
| Copyright © 2005-2012 - All rights reserved. |
| Writer & Designer: غرغرو Power: Blogfa (Iranian weblog service) Language: Persian |
| TanzDooni.com & TanzDooni.blogfa.com |







